دومین نشست هم اندیشی مؤسسات غیر دولتی بوکان

 

روز دوشنبه ۲۰ آذرماه ۱۳۹۶ دومین نشست هم اندیشی مؤسسات غیر دولتی و مردم نهاد شهرستان بوکان با حضور اکثر نمایندگان این مؤسسات در سالن اجتماعات فرمانداری بوکان برگزار گردید.

 

در این نشست و هم اندیشی که دومین نشست سازمان های مردم نهاد در سالجاری بعد از انتخاب نماینده جدید مؤسسات مردم نهاد در هیأت نظارت بود ، بیشتر با ارائه گزارش مؤسسات در رابطه با کمک رسانی به زلزله زدگان استان کرمانشاه  و نیز انتخاب کمیته مردمی متشکل از ۹ نفر از نمایندگان مؤسسات سپری گردید.

سازمان‌های مردم نهاد؛ تسهیلگر یا پیمانکار!

سازمان‌های مردم‌نهاد یا سَمَن یا اِن‌جی‌اُ (به انگلیسی: Non governmental Organization و به‌اختصار: NGO) در کلی‌ترین معنای خود، به سازمانی اشاره می‌کند که مستقیماً بخشی از ساختار دولت محسوب نمی‌شود اما نقش بسیار مهمی به‌عنوان واسطه بین فردْ فردِ مردم و قوای حاکم و حتی خود جامعه ایفا می‌کند.

 

در ایران به آن سازمان مَردُم‌نَهاد (به اختصار: سَمَن) یاتشکل غیردولتی می‌گویند.

 

سازمان‌های مردم‌نهاد، اساساً با تأکید بر ۳ اصل داوطلبانه، غیرانتفاعی و غیرسیاسی تشکیل و تأسیس می‌شوند.
افزایش ناپایداری و تهدید های زیست محیطی بشر را ناگزیر کرده است که برای استمرار حیات خویش چاره اندیشی کند.
امروزه شیوه های متعددی برای رویارویی با بحرانهای محیط زیست و بهبود وضعیت آن مطرح می شوند .بدیهی است رویکرد توسعه فرهنگ زیست محیطی با بهره گیری از ظرفیت سازمان های مردم نهاد زیست محیطی ( سمن ) رویکردی است کم هزینه ، فراگیر و با مقبولیت اجتماعی بالا که می تواند بستری مناسب جهت حفاظت از محیط زیست کشور قلمداد شود.
واما در عمل همین سازمان های مردم نهاد برای افرادی خاص بهانه ای برای قدرت طلبی و کسب درآمد به شیوه های غیر اخلاقی شده است.
سمن هائی که در عمل فقط روی کاغذ هستند و معروف به سمن های کاغذی شده اند و پشت پرده بودجه مختص به تحقیق های علمی و آمار گیری های خاص را به خود اختصاص می دهند ؛ پروژه هائی که هرگز عملی نشده و فقط درصدهای خاصی بین مدیرعامل سمن و کارمند مرتبط رد و بدل شده و نتایجی ساختگی وارد پرونده ….

 

 

متاسفانه همیشه سمن های کاغذی قدرت نفوذ بالاتری نسبت به سمن های واقعی دارند و عموما موجودیتشان به سفارش یک آقای مدیر یا معاونش تعریف شده و در بازیهای قدرت چنان درگیر زد و بند های اداری و قدرت طلبی های کارمندهای ادارات می شوند که هر پرسنلی می داند برای تصاحب میز فلان مسئول باید پرونده هایش را به این سمن ها داده و منتظر تخریب های رسانه ای بعدش باشد و طبعا روز به روز به قدرت این آقایان افزوده خواهد شد و رئیسانی که پروسه ریاستشان توسط همین سمن ها سپری شده ؛ که اگر حس وامداری بگذارد هم پرونده های مشترک گذشته نمی گذارد از سیستم حذفشان کنند؛ به مسئولان ما اضافه می شوند

 

 

شناختن سمن های کاغذی بسیار آسان است و کافیست ،تعداد اعضا انها را ارزیابی کنید ،چرا که نه تنها سرمایه اجتماعی ندارند بلکه علاقه ای جهت عضو پذیری هم ندارند چون عضو بیشتر انها را از اهداف غیر مشارکتی و اجتماعی دور میکند عموما این سمن های تک نفره در تقابل با سمن هایی که اعضای بیشمار دارند و در راستای اهداف و ایجاد مشارکت و خدمت واقعی قدم برمی دارند قرار می گیرند و برای تخریب انها بر هر ریسمانی چنگ می اندازند تا نقاط ضعف و مشکلات پشت پرده خود را محفی کنند کافیست چند روز پله های ادارات کل را بالا و پائین رفته و رزومه سمن دارانی که بارها می بینید را سرچ کنید طبعا مدیرعامل های بسیاری خواهید دید که سمن هایشان یک نفره است و سالی یک برنامه و همایش بزرگ در رزومه ندارند ولی هرچندوقت یکبار می شنوید فلان پروژه هم به ایشان داده شد و عموما صدرنشین جلسات هستند ولی نمی توانند سالی چند برنامه واقعی و عمومی به عنوان رزومه معرفی کنند
امروزه سمن های یک نفره و کاغذی بزرگ ترین آفت سازمان های مردم نهاد است ولی چنان در تارو پود سیستم دولتی نفوذ کرده اند که حذفشان برای آقایان تبعات بسیاری خواهد داشت.

 

پوریا فرهش
دبیر هیات نظارت و داوری شبکه سمن های زیست محیطی و منابع طبیعی استان گیلان

شیوه های کمک نقدی به زلزله زدگان از طریق مؤسسه احسانکاران

واریز به حساب های ویژه زلزله زدگان نزد مؤسسه خیریه احسانکاران بوکان :

شماره کارت(بانک ملی): ۸۹۳۴-۹۹۹۳-۹۹۱۸-۶۰۳۷

 

شماره حساب(بانک ملی): ۰۱۱۰۸۱۳۳۴۰۰۰۶

 

بصورت آنلاین(سایت مؤسسه): http://ehsankaran.ir/pay

 

اپلیکیشن تاپ: کاربران عزیز تاپ می توانند با مراجعه به منوی نیکوکاری، انتخاب احسانکاران بوکان، کمک های نقدی خود را برای هموطنان زلزله دیده بصورت آنی واریز نمایند.

@topfestival

 

پرداخت حضوری ودریافت رسید:

آدرس دفتر مؤسسه: بوکان-خیابان پیام- بالاترازمسجد قبله – نرسیده به خیابان شهید بهشتی(سقز)
تلفن: ۴۶۲۲۷۹۰۰-۰۴۴              همراه: ۰۹۱۴۵۱۲۹۰۱۰

گزارش ایثار مردم بوکان

از دیروز سه شنبه ۲۳ آبان ماه تا ساعت ۲۲:۱۵ امشب چهارشنبه ۲۴ آبان ماه طبق برگ مأموریت هایی که از طرف مؤسسه خیریه احسانکاران صادر شده است ، از طرف مؤسسه خیریه احسانکاران و با همکاری مؤسسه هدایای مردمی برای مردم بزرگوار استان کرمانشاه در قالب ماشین های زیر به مناطق زلزله زده ارسال گردیده است:
– کامیون بزرگ ۱۱ دستگاه
– وانت سایپا ۲۲ دستگاه
– پیکان بار ۳ دستگاه
– ایسوزو ۶ دستگاه
علاوه بر رانندگان حداقل بیش از ۵۰ نفر نیز جهت توزیع این اکیپ ها را همراهی کرده و در منطقه به مناطق آسیب دیده رسانده اند.
خداوند به این مردم بزرگوار جزای خیر عطا فرماید.
https://t.me/joinchat/AV3aGEpUXxYVZRzutmg3Hg

مطالب روز

رئیس کمیته امداد: امکان حمایت از فقرای بدون شناسنامه را نداریم

۱۰پیشنهاد به پدر و مادرهایی که فرزند دانش آموز دارند

 

منزلت بانوان زیر تیغ جراحی زیبایی

 

 

 

 

✔️سازمان‌های مردم‌نهاد؛ بازوی توانمند دولت

نقش همفکري، همکاري و مشارکت افراد یک جامعه در برنامه‌های توسعه‌ای چه در بخش محیط زیست و چه در دیگر بخش‌ها، نقشی موثر و بی‌بدیل است. زیرا مردم به‌عنوان افرادی که در یک جامعه مشخص زیست می‌کنند به‌عنوان افرادی ذی‌نفع در ارتباط با این برنامه‌ها معرفی می‌شوند.

 

در نبود تشکل‌های مردمی، فعالیت‌های مشارکت جمعی جای خود را به فردگرایی داده و این فرهنگ نادرست در جامعه نهادینه خواهد شد. از طرف دیگر نیز نهادهای دولتی با نگاه از بالا به پائین برای جامعه تصمیم گیری می‌کنند؛ اصلی که در تضاد با توسعه پایدار است.

 

واقعیت امر این است که امروزه گذر به شیوه مشارکتی در تصمیم‌گیريها، برنامه‌ریزي و اداره امور‌، گریز ناپذیر و ضروري بنظر می‌رسد زیرا از یک سو ظرفیتها براي جلب مشارکت و حضور مردم بالا رفته است و از سوي دیگر مسائل پیچیده‌تر از آن هستند که به وسیله تعداد معدودي قابل حل ‌باشند.

 

در حقیقت انتظار می رود، جهان امروز در پرتو مشارکت فعال تمامی گروه‌ها و اقشار مختلف مردم در جوامع، تنگناهاي موجود را پشت سر گذاشته که این امر در کشورهاي در حال توسعه که نیازمند توسعه سریع و پایدار هستند از اهمیت بیشتري برخوردار است. از همین رو قرن جدید را قرن همیاري و مشارکت نیز نام نهاده‌اند.

 

سازمان‌های مردم نهاد می‌توانند در سه مرحله به مدد نهادها یا سازمان‌های دولتی و یا عمومی مانند مدیریت شهری برآیند. در این مرحله تشکل‌های مردمی با ایفای نقش مشورتی، درشکل‌گیری برنامه‌‌ریزی مشارکتی و برنامه‌ریزی در راستای توسعه پایدار بسیار موثر خواهند بود. همچنین سمن‌ها با ورود به عرصه اجرای طرح‌ها می‌توانند به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین اشاعه‌دهندگان تفکر توسعه پایدار محسوب شوند.
سازمان‌های مردم نهاد یا NGOها به عنوان نهادهایی مردمی نظارت دقیق‌تر و قضاوت بی‌طرفانه‌‌تری را نسبت به اجرای برنامه‌ها داشته و کاهش زاویه اجرا و برنامه‌ریزی را موجب خواهند شد.

 

مطالب روز

کودک ۲ساله بر اثر آزار ناپدری روانه بیمارستان شد

 

سازمان‌های مردم نهاد ضامن اجرای درست برنامه ها

 

مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران:«۹۰درصد کودکان کار مورد تجاوز قرار می گیرند»

عصرایران؛ احسان محمدی- چند وقتی است که تصمیم گرفته ام اتفاقات خوب زندگی را هم ببینم. چشمم را به «بد» دیدن و دستم را به «سیاه» نوشتن عادت ندهم اما مگر می شود؟ وقتی اخبار بد مثل هوای آلوده پیرامون مان را گرفته اند چطور می توانیم نبینیم؟ ننویسیم؟ فریاد نزنیم؟

 

از دیروز که گفتگوی «تجاوز به ۹۰درصد کودکان کار» را خوانده ام انگار مزه شور و وقیح خون توی دهانم تمامی ندارد. رضا قدیمی مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران به روزنامه شهروند گفته است: متاسفانه از ٤٠٠ کودک کاری که مددکاران بهزیستی با آنها صحبت کرده‌اند، به نزدیک به ٩٠ درصدشان تعرض شده است.

 

۹۰ درصد! تجاوز به آن کودکان نگون بخت که عموم شان به دلیل فقدان تغذیه مناسب نحیف و استخوانی اند و قادر به هیچ دفاعی از خودشان نیستند جنایتی است که بیخ گوش ما رخ می دهد. همین جا. در پایتختی که هزاران میلیون ها مسلمان در آن زندگی می کند. کاش در میان انبوه برنامه های بی مخاطب تلویزیون، روزی چند بار نامه مولا علی (ع) به عثمان به حنیف حاکم بصره را خطاب به همه ما بخوانند.

آنجا که می نویسد:« هيهات كه شب با شكم انباشته از غذا سر بر بالين نهم و در اطراف من شكم هايى گرسنه و جگرهايى تشنه باشد. آيا چنان باشم كه شاعر گويد:و حسبك داء آن تبيت ببطنة / و حولك اكباد تحنّ الى القدّ (تو را اين درد بس كه شب با شكم سير بخوابى و در اطراف تو گرسنگانى باشند در آرزوى پوست بزغاله اى) آيا به همين راضى باشم كه مرا اميرالمؤمنين گويند و با مردم در سختي هاى روزگارشان مشاركت نداشته باشم؟ يا آنكه در سختى زندگى مقتدايشان نشوم ؟» 

 

اگر مولاعلی زنده و کنار ما بود و این اخبار را می شنید چه می گفت؟ چه می نوشت؟ به کدام نخلستان پناه می بُرد و در کدام چاه سر فرو می کرد و اشک می ریخت؟ چرا همجواری دو واژه «کودک و تجاوز» این همه برایمان عادی شده است؟ معنی «تجاوز» را نمی دانیم یا «کودک» برایمان اهمیتی ندارد؟ چطور از غصه دق نمی کنیم؟ این سخت جانی را از کجا آورده ایم؟

 

لابد کسانی می گویند ای بابا! احساساتی نشوید، این مملکت هزار مشکل دارد این یکی هم رویش!

دستور دهید این آمار تکذیب شود. با تشکر!

اما واقعاً می دانیم کودکی که مورد تجاوز قرار گرفته و روح و جسم اش صدمه دیده است در آینده چه می شود؟ می دانید بسیاری از روانشناسان می گویند آنها وقتی بزرگتر بشوند از کسان دیگری همین انتقام را می گیرند؟ می دانید بسیاری از قاتلان و متجاوزان در کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند؟ در چنین مواردی کسانی پیدا می شوند و می گویند شما حق ندارید قضاوت کنید و از کجا می دانید آنها در آینده به انسان های مفیدی برای جامعه تبدیل نمی شوند؟

 

البته که کسی از آینده خبر ندارد اما واقعاً فکر می کنید عموم این کودکان در آینده فیروز نادری و پرفسور سمیعی و دکتر حسابی می شوند یا ممکن است به امثال بیجه و خفاش شب و دیگرانی تبدیل شوند که در این سال ها به جرم قتل و تجاوز دستگیر و افشا شده اند؟ کودکی که مورد تجاوز قرار گرفته است هرگز این رنج و تحقیر را فراموش نمی کند. هرگز!

 

 لطفاً یک نفر این آمار را تکذیب کند! آن روزنامه محترمی که در همه این سالها وقتی فعالان مدنی از تجاوز به کودکان و لزوم توجه به حقوق آنها گفتند، محکوم شان کرد به سیاه نمایی و نهادهای فعال را متهم به همدستی با بیگانگان و جاسوسی، لطفاً باز یک مقاله و گزارش مستند ارائه کند و بگوید از اساس تکذیب می شود. اصلاً ما در ایران کودک کار نداریم چه رسد به اینکه کسی به آنها تجاوز کند!

 

دستور دهید این آمار تکذیب شود. با تشکر!

 مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران می گوید: متوجه شدیم عمو یا دایی این کودکان، بچه‌های فامیل را جمع می‌کند، صبح تا ظهر تکدی‌گری می‌کنند و بعدازظهر به آنها تعرض می‌کنند. اینها مستند است.

 

یکبار دیگر این جملات را بخوانید. روح تان خراشیده نمی شود. لب تان را گاز نمی گیرید؟ کودکانی را که سر چهارراه ها لُنگ به دست شیشه ماشین ها را تمیز می کنند یا دستمال کاغذی می فروشند و اسپند دود می کنند را به خاطر بیاورید. آن چشم های بی فروغ، انگشت های لاغر، ناخن های کثیف، گردن های باریک و دراز را تصور کنید وقتی بعدظهر مثل گنجشکی بی پناه در چنگال عقاب گرفتار می شوند و باید خدمات جنسی بدهند. روح ما این خاصیت کشسانی را از کجا آورد که می بینیم و می شنویم و می خوانیم و متلاشی نمی شود و تنها کش می آید؟ چطور به این همه درد خو کرده ایم؟

 

برخی از مسئولان می گویند اینها عموماً ایرانی نیستند. اهل پاکستان و افغانستان و بنگلادش هستند. گیرم که اینطور باشد، انسان که هستند. در کشور ما که زندگی می کنند. لطفاً برای پنهان کردن ضعف و ناتوانی تان مدام پشت واژه «مافیا» پنهان نشوید. سردسته های متغفن این کودکان یک لاقبا مجهز به بمب اتم و کلاهک هسته ای که نیستند. ما که برای کشورهایی که اتفاقاً این تسلیحات را دارند شاخ و شانه می کشیم، از پس مدیریت و امحا این مافیاهای چندش آور بر نمی آییم؟

 

کودکان کارواقعیتی غیرقابل انکار هستند. بخشی از آنها از خانواده های محتاج و آبرومند می آیند. فقیرند و گرفتار مصیبت غم نان حساب آنها را از باندها جدا کنید.  می دانید دیدن هر روزه آنها سرچهارراه ها چه شور و شوقی از زندگی آدم ها را به یغما می برد؟ می دانید وقتی در سرما می لرزند آدم توی ماشین شرم می کند از اینکه جایش گرم است و لباسش نو و تمیز.

 

به ما اطمینان بدهید که مراقب و نگران آینده فرزندان مان هستید. کاری کنید که اطمینان داشته باشیم اگر فردا کشور با بحرانی روبرو شد می توانید آن را مدیریت کنید. اگر نمی توانید حداقل دستور بدهید این خبر تکذیب و آقای رضا قدیمی مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران در بخش خبری بیست و سی حاضر شود و بگوید فریب تبلیغات دشمنان را خورده و آمار داده است و کودکان کار نه تنها توسط «عمو و دایی» مورد تجاوز قرار نمی گیرند بلکه عصرها برای خرید عروسک به شهربازی و هایپراستارها برده می شوند. اسنادش هم موجود است!

بررسي عوامل چالش‌آفرين در مديريت موسسات خيريه

پژمان دورانديش

 

 

اصولا برنامه‌ريزي و مديريت استراتژيك در هر بنگاه و سازماني يكي از دغدغه‌هاي اصلي مديران ارشد آن مجموعه است و سازمان‌هاي موفق همواره ارزش خاصي را براي برنامه‌ريزي استراتژيك موسسه قائل هستند. حال اگر در نظر بگيريد كه اين سازمان يك موسسه خيريه مردمي است كه منابع مالي آن از سوي افراد نيكوكار تامين شده و بخش اعظم منابع انساني آن را افراد داوطلب تشكيل مي‌دهند، حساسيت و مخاطرات كار دوچندان خواهد شد.

 

 

اين نوشتار كه حاصل چند سال فعاليت نگارنده در حوزه‌هاي مختلف موسسات خيريه است، قصد دارد شما را با مهم‌ترين مسائل پيش‌روي هيات‌مديره موسسات خيريه آشنا نمايد. از اين رو در ابتدا به بيان توضيحاتي راجع به موسسات غيرانتفاعي و موسسات خيريه مي‌پردازيم.

 

آشنايي با موسسات خيريه

 

خيريه‌ها در كشورهاي مختلف با عناويني چون charity organizations (موسسات خيريه) و charity foundations (بنيادهاي خيريه) شناخته مي‌شوند. در برخي كشورها خيريه‌ها زير‌مجموعه يا مترادف موسسات غيرانتفاعي (non-profit organizations) يا به اختصار NPO تلقي مي‌شوند، يعني موسساتي كه به قصد كسب منافع مادي موسسان يا اعضا تشكيل نمي‌شوند؛ بلكه هدفي ماوراي اهداف مالي را دنبال مي‌كنند. در برخي كشورهاي ديگر موسسات خيريه زيرمجموعه موسسات غيردولتي
(non-governmental organizations) يا به اختصار NGO قرار مي‌گيرند و در كشور خودمان ايران نيز اكثر مردم NGO را مترادف با موسسه خيريه مي‌دانند.
حال از مباحث و اصطلاحات تخصصي كه بگذريم بايد گفت به‌رغم آنچه كه از بيرون به نظر مي‌رسد مديريت موسسات خيريه كار چندان ساده‌اي نيست. موسسات خيريه به واسطه وجود نيروهاي داوطلب كه معمولا تعداد افراد زيادي هم هستند، داراي ساختار، روابط و گروه‌هاي رسمي و غيررسمي پيچيده‌ و گاهي متعدد هستند كه در اين ميان نيروهاي داوطلب فعال در موسسه، عامل مهمي در ايجاد اين ويژگي هستند. نيروهاي داوطلب، افرادي هستند كه به طور غيرموظف و به صورت رايگان زمان‌هاي آزاد خود را به انجام فعاليت‌هايي براي موسسه يا در موسسه صرف مي‌كنند و به سادگي هم ممكن است در هر زمان همكاري خود را با موسسه قطع كنند.
انواع NGO قطع از ديدگاه‌هاي مختلفي قابل دسته‌بندي مي‌باشد. يك ديدگاه بر اساس نوع هدف و فعاليت آنها مي‌باشد كه موسسات را مي‌توان به انواعي از جمله خيريه محور، خدمات محور و با محدوديت توانمندسازي تقسيم نمود. موسسات فعال در خصوص حمايت و درمان بيماران سرطاني، كليوي و كبدي، نگهداري و مراقبت افراد نابينا، بچه‌هاي يتيم و خانواده‌هاي بي‌سرپرست نمونه‌هايي از موسسات خيريه محور هستند. اين‌گونه موسسات خيريه، موسساتي غير‌دولتي، غير‌انتفاعي و غير‌سياسي مي‌باشند و پذيراي افراد داوطلب هستند. اين موسسات خيريه معمولا توسط فرد يا افرادي درد آشنا و براي اهداف انسان‌دوستانه تاسيس شده و سپس به تدريج ساختار آنها شكل مي‌گيرد.

 

بررسي عوامل چالش‌آفرين در مديريت موسسات خيريه

 

در اينجا به عوامل چهارگانه چالش‌‌آفرين مديريت استراتژيك موسسات خيريه مي‌پردازيم؛ چالش‌هايي كه هيات‌مديره موسسات خيريه همواره با آنها درگير هستند.

 

چالش اول: يكي از چالش‌هاي مديريت موسسات خيريه محدود بودن منابع مالي و شيوه خاص تامين اين منابع است. اكثر موسسات خيريه هيچ‌گونه كمك مالي از سوي دولت دريافت نمي‌كنند؛ ضمن اينكه اين موسسات نمي‌توانند منابع مالي خود را از راهي تامين و در هر مسيري هزينه كنند. مهم‌ترين منابع مالي اين موسسات عبارتند از:
* كمك‌هاي مالي هيات امنا؛
* كمك‌هاي مالي افراد نيكوكار؛
* مبالغ حاصله از حق عضويت افراد؛
* كمك‌هاي مالي و غير‌مالي (سرمايه‌اي) سازمان‌ها، موسسات و شركت‌ها؛
* وقف و نذورات؛
* وجوه بازگشتي حاصل از سرمايه‌گذاري در پروژه‌هاي اقتصادي؛
* سود سپرده‌هاي بانكي؛
* اجراي برنامه‌هاي خيريه در قالب همت عالي مانند همايش، بازارچه و برنامه‌هاي مفرح.

 

چالش دوم: محدوديت منابع مالي موسسات خيريه، تمايل هيات‌مديره را به استفاده هر چه بيشتر از نيروهاي داوطلب جوان به ويژه دانشجويان و افراد تازه فارغ‌التحصيل افزايش مي‌دهد كه اين موضوع مديريت استراتژيك موسسه را دشوار و تا حدي پرمخاطره مي‌كند؛ چرا كه افراد داوطلب عمدتا بر اساس نوعي تعهد اخلاقي و با داشتن زمان‌هاي خالي به خيريه‌ها مي‌پيوندند و در چارچوب قراردادها و تعهدات قانوني نيستند. به عنوان مثال فردي كه دانشگاه محل تحصيلش در استاني غير‌از استان خودش است و ۴ سال را در آنجا سپري مي‌كند، ممكن است در ضمن تحصيل به خيريه‌اي در آن شهر و استان بپيوندد و به عنوان نيروي داوطلب مشغول فعاليت شود؛ اما با اتمام دوران تحصيل موسسه را رها مي‌كند و به شهر و ديار خودش برمي‌گردد؛ هرچند كه ممكن است اين ارتباط تا چندي پس از بازگشت فرد به شهر خودش در قالب ايميل و تلفن برقرار باشد؛ اما به مصداق ضرب‌المثل «از دل برود هر آنكه از ديده برفت» به تدريج كمرنگ شده و از بين مي‌رود؛ بنابراين ضمن آنكه در سراسر دنيا استفاده از فعالان داوطلب در موسسات خيريه پديده‌اي پسنديده و در عين حال اجتناب‌ناپذير است و آنقدر مهم است كه روز پنجم ماه دسامبر روز جهاني داوطلب (world volunteer day) نامگذاري شده است؛ اما به هر حال بايد توجه داشت كه مسووليت‌ها و جايگاه‌هاي مهم و حساس همچون مسوول روابط عمومي، مسوول مددكاري و مسوول امور مالي به ويژه در موسساتي كه در مراحل رشد (growth) يا بلوغ و تكامل (maturity) هستند در اختيار يا حداقل تحت نظارت افراد موظف و متعهد موسسه همچون مديرعامل يا فردي منتصب از جانب وي باشد. البته خيريه‌هايي كه در مرحله نوزادي و حركت به سمت رشد هستند و داراي منابع مالي اندكي هستند ممكن است ناچار به استفاده از افراد داوطلب شوند كه بايد در به كار گماردن افراد براي اين جايگاه‌ها دقت نظر خاصي داشته باشند.

 

چالش سوم: سومين چالش حائز اهميت اين است كه حركت موسسه در مسير درست و منطبق بر رسالت آن به همراه شفافيت در عملكرد، اطلاع‌رساني و اعتمادسازي، نقش مهمي در تداوم جذب اين منابع مالي دارد. اگر مردم و به طور كلي حاميان مالي خيريه‌ها احساس كنند كه سياست‌ها، برنامه‌ها و اهداف موسسه در حال دور شدن از گفته‌ها و نوشته‌هاي زمان تاسيس موسسه است و با اعتقادات يا باورهاي آنها همسويي ندارد، بين آنها و موسسه نوعي گسست عاطفي اتفاق مي‌افتد و به دنبال آن كمك‌هاي خود را به موسسه قطع مي‌كنند.

 

چالش چهارم: وابستگي و رابطه تنگاتنگ موسسات خيريه به عوامل محيط خارجي علي‌الخصوص عوامل محيط كلان (macroenvironment) يعني عوامل سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فن‌آوري، ديگر عامل قابل توجه است. به عنوان مثال ميزان تورم جامعه و مقوله‌اي مانند طرح هدفمند كردن يارانه‌ها از جمله عوامل كلان اقتصادي هستند كه بر اقتصاد جامعه و خانواده‌ها تاثير گذاشته و در نتيجه ورودي منابع مالي موسسات خيريه دستخوش تغيير مي‌شود. هرچند كه عوامل چهارگانه مذكور بر عملكرد هر بنگاه و سازماني تاثيرگذار است؛ اما براي موسسات خيريه به‌واسطه نوع و چگونگي تامين منابع مالي و نيز ساختار منابع انساني آنها كه مشتمل بر افراد موظف و داوطلب است تاثير بيشتري دارد. به طور نمونه افزايش تورم ضمن كاهش كمك‌هاي نقدي مردم منجر به كاهش تعداد نيروهاي داوطلب موسسه و كمرنگ شدن حضور و فعاليت آنها به‌واسطه مشكلات اقتصادي و معيشتي خود مي‌شود.

 

سخن آخر

 

 

ضروري است كه هيات‌مديره موسسات خيريه ضمن توجه ويژه به مقوله برنامه‌ريزي استراتژيك، عوامل چهارگانه مذكور؛ يعني منابع مالي، منابع انساني داوطلب، حركت با استراتژي درست در مسير صحيح و عوامل تاثيرگذار محيط كلان را مدنظر داشته باشند تا در شرايط متغير كسب و كار امروزي ضمن كمك به دولت و سازمان‌هاي دولتي و برداشتن باري از دوش دولت بتوانند در مسير ماموريت و به سمت چشم انداز و اهداف عالي انساني خود پيش بروند.
مقاله را با گفتاري نيك از مرحوم شیخ بهایی علیه‌الرحمه به پايان مي‌بريم و اميدواريم كه سرلوحه برنامه‌هاي هر موسسه خيريه‌اي باشد:
همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن
ز مدينه تا به کعبه، سر و پا برهنه رفتن
دو لب از براي لبيک، به وظيفه باز کردن
ز ملاهي و مناهي، همه احتراز کردن
شب جمعه‌ها نخفتن، به خداي راز گفتن
ز وجود بي‌نيازش، طلب نياز کردن
بخدا که هيچ کس را ثمر آنقدر نباشد
که به روي نا اميدي، در بسته باز کردن

نشست هم اندیشی فرماندار شهرستان بوکان با اعضای سازمانهای غیر دولتی

به گزارش روابط عمومی فرمانداری شهرستان بوکان؛ جلسه هم اندیشی فرماندار بوکان با سازمان های مردم نهاد با حضور اعضای سازمانهای مردم نهاد و روسا و نمایندگان نیروی انتظامی، شورای اسلامی شهر، آموزش و پرورش، بهزیستی، فرهنگ و ارشاد، حفاظت محیط زیست و کمیته امداد امام خمینی(ره) در محل سالن اجلاس ساختمان فرمانداری بوکان برگزار گردید.

 

🔹 در این جلسه فرماندار شهرستان بوکان ضمن تقدیر از همراهی و یکدلی تمامی فعالین سازمانهای مردم نهاد(NGO) سطح شهرستان، در سخنانی اظهار کرد: در طول ۳ سال گذشته دولت تدبیر و امید با درخواست صدور پروانه فعالیت ۱۸ سازمان مردم نهاد در شهرستان موافقت صورت گرفت.

🔹دکتر خسروی گفت: در گذشته بیشتر سمن ها در حوزه امور خیریه فعالیت می کردند که خوشبختانه در این دولت سمن های جدید در حوزه های جدید و مؤثری همچون سلامت، بهداشت و درمان، مسائل فرهنگی، آسیب های اجتماعی و … فعالیت می نمایند.

 

🔹وی افزود: در طول این مدت مجوز فعالیت خانه بوستان برای نگهداری دختران بی سرپرست، خانه سالمندان زنان نیز صادر شده است.

 

🔹فرماندار شهرستان بوکان بیان کرد : هر چه حضور مردم در عرصه های مختلف اجتماع فعال تر باشد، مطالبات بهتر قابل پیگیری خواهد بود و جامعه و حوزه مدنی نیز مستحکم تر و با نشاط تر می شود.

 

🔹دکتر خسروی اظهار امیدواری کرد : همت والای فعالین سازمانهای مردم نهاد در آینده ماندگار و به یادماندنی خواهد بود.

 

🔹دکتر خسروی تصریح کرد: هیأت نظارت بر سازمانهای مردم نهاد شهرستان بوکان به صورت منظم با برگزاری جلسات و پیگیری مصوبات در صدد هر چه پربارتر کردن فضای حاکم بر فعالیت های مدنی و مردمی در سطح شهرستان است.

 

🔹 وی ادامه داد: دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی سه پایه اساسی توسعه پایدار محسوب می شوند که هر کدام بدون دیگری ناقص و ناکارآمد است، لذا پیوند این سه ضلع است که موجب می شود از دولتمداری(government) به حکمرانی خوب (governance) برسیم که در نهایت به توسعه پایدار منجر می شود.

 

🔹 فرماندار شهرستان بوکان با اشاره به اهمیت برگزاری جلسات هم اندیشی، پیشنهاد داد: جلسات ماهیانه توسط خود تشکل های شهرستان برگزار گردد و پس از جمع بندی این جلسات موارد مطرح شده در آنها، در جلسات شهرستانی با حضور رؤسای ادارات و دستگاههای مرتبط ارائه شود.

 

🔹دکتر خسروی با اشاره به اینکه در حال حاضر روند تأسیس و نظارت بر سازمانهای مردم نهاد بر اساس آئین نامه اجرائی مصوب هیأت دولت انجام می گیرد، وزارت کشور در حال تدوین پیش نویس “لایحه قانون تشکل های مردم نهاد” جهت ارائه به هیأت دولت است، بنابراین لازم است تمامی سازمانهای مردم نهاد، نظرات و مطالب پیشنهادی خود را مطرح کنند تا جهت لحاظ نمودن در لایحه مذکور به وزارت کشور ارسال گردد.

 

🔹وی در بخش پایانی سخنانش اضافه کرد : اعتقاد دولت تدبیر و امید تقویت سازمانهای مردم نهاد و استفاده از ظرفیت مردم جهت حل مشکلات موجود است و هدف از تدوین این لایحه نیز رفع مشکلات آئین نامه موجود و وجود قانون مشخص برای فعالیت تشکلهای مردم نهاد می باشد.

 

قبل از سخنان فرماندار شهرستان بوکان، جمعی از نمایندگان سازمان های غیر دولتی به بیان مشکلات و فعالیت های خود پرداخته و ابراز امیدواری نمودند که لایحه قانون سازمان های غیر دولتی هرچه سریعتر جهت تصویب تقدیم مجلس شورای اسلامی شود تا فعالیت های سازمان های غیر دولتی بیش از پیش مورد توجه ادارات و نهادهای دولتی قرار گرفته و بخشی از مشکلات موجود این سازمان ها در سایه قانون جدید برطرف شود.

تحلیلی آسیب شناسانه بر خودکشی دو دختر نوجوان اصفهانی

کوروش محمدی*

خبر شوکه کننده ای که ابتدا در رسانه های استان منعکس شد از خودکشی همزمان و هماهنگ دو دخترنوجوان در شهر اصفهان حکایت می کرد.

 

بازی رایانه ای نهنگ آبی دو دختر نوجوان اصفهانی را وادار به سقوط اختیاری از فراز پل مستقر بر بزرگراه چمران اصفهان نمود که یکی از این دختران دردم فوت کرد و دیگری تحت مراقبت های ویژه برای نجات از مرگ است.

 

تحلیل: بدون پاک کردن صورت مساله مایلم در این رابطه به چند نکته ریشه ای اشاره کنم:
۱- نوعی از خشونت مازوخیستی دختران هستیم که گاها بصورت خودزنی و یا استقبال از بازی مرگبار نهنگ آبی خود را نشان می دهد. قطعا نهنگ آبی نمی تواند دلیل کافی و توجیه مناسبی برای خودکشی دو دختر نوجوان ما باشد.

 

۲- آنکه متاسفانه جامعه ما هرگز واجد سازوکارهای پاسخگویی مناسب به هیجانات نوجوانان خویش نبوده و نیست که این نقیصه مهم گاهی بصورت طغیان هیجانات تلنبار شده در جامعه خود را نشان می دهد.

 

۳- آنکه نهاد خانواده در جامعه ما با مجموعه وسیعی از پارادکس های تربیتی، صرفا در حال کنترل و اعمال خشونت های مختلف بر فرزندان است بدون آنکه اندیشه ای برای مدیریت هیجانات و احساسات فرزندان در سر داشته باشد.

 

۴- شاهد رسوخ و تاثیر پیچیده ترین محصولات رسانه ای و فرهنگی بیگانه در روح و روان نوجوانان مان هستیم و لازم است مسئولین امر به دور از فضای صلبی و محدودسازی هیجانی، فرصت های ایجابی مناسبی را آماده و در اختیار فرزندان این کشور قرار دهند وگر نه آنچه بر اساس شواهد روز به روز بر سرجامعه می آید در آینده نه چندان دور غیر قابل کنترلتر از مروز خواهد نمود.

 

۵- اینکه سیستم ناکارآمد تعلیم و تربیت ما سالهاست که در خواب خرگوشی به سر می برد و هرگز احساس توانایی و مسئولیتی درقبال چالش ها و بحران های روحی دانش آموزان ندارد غافل از اینکه بخش قابل توجهی از متعلمین این سیستم روزانه بدلیل عدم مهارت آموزی و ناتوانی در برخورد باچالش ها در دام آسیب های اجتماعی گرفتار می شوند.

 

* رییس انجمن آسیب شناسی اجتماعی ایران

ضرورت آسیب‌شناسی سازمان‌های غیردولتی

نویسنده: اسما روانخواه، پژوهشگر اجتماعی

سازمان‌های غیردولتی فارغ از فعالیت‌های ارزشمند داوطلبانه‌ای که انجام می‌دهند، نیازمند بررسی و آسیب‌شناسی در نحوه عملکرد خود هستند. سمن‌ها و سازمان‌های غیردولتی یا مردم‌نهاد، با ورود موثر به عرصه‌های اجتماعی سعی در هرچه‌کمتر ساختن آسیب‌های اجتماعی یا کمرنگ‌کردن علت‌های بروز آسیب‌ها دارند.

 

یک سازمان غیردولتی در زمینه کمک به کودکان‌کار را درنظر بگیرید. آموزش و تلاش این سازمان برای آگاهی‌بخشی و ارتقای سواد و مهارت کودکانی که کسی به فکر آنها نیست، ستودنی خواهد بود. لابد برخی از ما می‌گوییم مسأله کودکان‌کار و شرایط زندگی آنها ارتباط چندانی با ما ندارد، یا درنهایت در برخورد با یکی از این کودکان، یک ساندویچ می‌خریم و به دستش می‌دهیم تا فکر کنیم کمکی کرده‌ایم. اما هستند افرادی که تمام توان خود را می‌گذارند تا این کودکان از چرخه‌آموزش دور نمانند.(این‌که می‌گویم تمام توان خود را گذاشته‌اند، اغراق نیست! کمبود بودجه، تلاش بی‌وقفه برای تأمین هزینه‌های بسیار و ضروری، تلاش برای آموزش مناسب بچه‌ها، سروکله‌زدن با خانواده‌های این کودکان و… ازجمله مواردی است که چنین مرکزی، هر روز و هر روز با آن دست به گریبان است، حالا این وسط، عدم همکاری نهادهای دولتی مثل آموزش‌وپرورش را هم اضافه کنیم!) اما چرا مسأله آموزش این کودکان مهم است و چرا عده‌ای دست به‌کار شده‌اند و با همه سختی‌های پیش‌رو دست از تلاش برنمی‌دارند؟  

 

بیایید و آینده‌ای را تصور کنید که آموزش به کودکان فاقد هویت، کودکان‌کار و مهاجران غیرقانونی وجود نداشته باشد. در چنین شرایطی و در آینده‌ای نه‌چندان دور، کمترین اتفاق، افزایش آمار ابتلا به بیماری‌هایی مانند ایدز است و شکاف عمیق بین این کودکان دیروز و جوانان امروز با اجتماع و بروز انواع آسیب‌های اجتماعی! بنابراین در اهمیت حضور سازمان‌های مردم‌نهاد در حفظ ضربان جامعه شکی نیست. اما همان‌طور که در ابتدا به آن اشاره شد؛ ضرورت آسیب‌شناسی فعالیت‌های داوطلبانه کمتر موردتوجه قرار گرفته‌است.

 
 یکی از مواردی که می‌توان به آن اشاره داشت، فعالیت‌های جزیره‌ای سازمان‌های مردم‌نهاد در جامعه است. همه خوب می‌دانیم که ما ایرانی‌ها کار گروهی را فرانگرفته‌ایم. می‌دانیم کارگروهی و جمعی برایمان سخت است. می‌دانیم تک‌روی را بیش از کار جمعی قبول داریم. اما شاید این تفکر از سطح افراد به سطح سازمان‌ها هم رسیده است. به همان مثال قبل برمی‌گردیم، مراکز حمایت از کودکان‌کار. در شهری مانند تهران، سازمان‌ها  و مراکز مطرحی درخصوص کودکان‌کار فعالیت می‌کنند.

 

برخی بر حل مسائل اقتصادی خانواده‌ها تأکید می‌کنند، برخی آموزش این کودکان را در اولویت قرار داده‌اند و برخی حتی مسائل حقوقی در ارتباط با اتباع‌خارجی را پیگیری می‌کنند. مشکل این‌جاست که این سازمان‌ها با یکدیگر ارتباط ندارند و از تجربیات یکدیگر بی‌خبرند (البته چنین شبکه‌ای در ارتباط با  برخی مراکز حوزه کودکان‌کار در شهر تهران وجود دارد که امیدواریم به معنای واقعی شبکه‌ای باشد برای تبادل‌تجارب و نه یک اسم بی‌کارکرد به‌نام شبکه).

 

سازمان‌های غیردولتی مادامی که به‌صورت جزیره‌ای عمل کرده باشند، مدام درحال آزمون و خطا هستند. ایده‌ها و تجربیات و راه‌های‌رفته و عملکردهای نتیجه‌بخش باید و باید تجمیع شود تا سازمان‌هایی که در اول راهند، راه‌های اشتباه گذشته را تکرار نکنند.

 
یکی دیگر از آسیب‌های پیش‌روی سازمان‌های مردم‌نهاد ادامه‌نیافتن فعالیت آنهاست. سازمان‌های مردم‌نهاد و سمن‌هایی که فعالیت خود را آغاز می‌کنند، تحت چه عواملی بعد از مدتی فعالیت‌هایشان را متوقف می‌سازند؟ چرا دیگر شوروهیجان و حتی احساس مسئولیتی برای ادامه فعالیت سازمان خود نمی‌بینند؟ چه اتفاقی موجب این سکون می‌شود؟ پاسخگویی به این سوالات نیازمند بررسی‌های علمی و دقیق است.

 

در هفته گذشته مشاور استاندار سیستان‌و بلوچستان در امور سازمان‌های مردم‌نهاد گفت:   ٣٧٣سازمان مردم‌نهاد در استان مجوز فعالیت گرفته‌اند که حدود  ٧٠سازمان درحال‌فعالیت هستند و از این مجموعه حدود ١٠سازمان، به‌صورت شعبه در استان فعالیت می‌کنند و به زنجیره‌ملی وصل و شعبی از دفاتر ملی در سطح کشور هستند.

 
تعداد مجوزهای صادرشده و تعداد سازمان‌های درحال‌فعالیت رقم قابل‌تأملی را به ما نشان می‌دهد. آن هم در استانی که می‌دانیم به‌دلایل متعدد مانند فقر فرهنگی و اقتصادی یا آمار بالای کودکان فاقد شناسنامه، بسیاری از کودکان از تحصیل بازمانده‌اند و حضور سازمان‌های مردمی و نهادهای غیردولتی برای تحت‌پوشش قرار دادن آنها ضروری و دارای اهمیت است.

مؤسسه خیریه احسانکاران بوکان