دردهای من

10914699_1559469090969245_1738832248_n (1)
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟
این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج
اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟

مهربانی را بیاموزیم

فرصت ِ آیینه‌ها در پشت در مانده‌ست
روشنی را می‌شود در خانه مهمان کرد
می‌شود در عصر آهن
آشناتر شد
سایبان از بید مجنون،
روشنی از عشق
می‌شود جشنی فراهم کرد
می‌شود در معنی یک گل شناور شد
مهربانی را بیاموزیم
موسم نیلوفران در پشت در مانده‌ست
موسم نیلوفران یعنی که باران هست
یعنی یک نفر آبی‌ست
موسم نیلوفران یعنی
یک نفر می‌آید از آنسوی دلتنگی

می‌شود برخاست در باران
دست در دست نجیب مهربانی
می‌شود در کوچه‌های شهر جاری شد
می‌شود با فرصت آیینه‌ها آمیخت
با نگاهی
با نفس‌های نگاهی
می‌شود سرشار
از راز بهاری شد

دست‌های خسته‌ای پیچیده با حسرت
چشم‌هایی مانده با دیوار رویاروی
چشم‌ها  را می‌شود پرسید

یک نفر تنهاست
یک نفر با آفتاب و آسمان تنهاست
در زمین زندگانی
آسمان  را می‌شود پاشید
می‌شود از چشم‌هایش
چشم‌ها را می‌شود آموخت

می‌شود برخاست
می‌شود از چارچوب کوچک یک میز بیرون رفت
می‌شود دل را فراهم کرد
می‌شود روشن‌تر از اینجا و اکنون شد

جای من خالی‌ست
جای من در عشق
جای من در لحظه‌های بی‌دریغ اولین دیدار
جای من در شوق تابستانی آن چشم
جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می‌گفت
جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت
جای من خالی‌ست
من کجا گم کرده‌ام آهنگ باران را؟!
من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟!

می‌شود برگشت
می‌شود برگشت و در خود جستجویی کرد
در کجا یک کودک ده‌ساله در دلواپسی گم شد؟
در کجا دست من و سیمان گره خوردند؟
می‌شود برگشت
تا دبستان راه کوتاهی‌ست
می‌شود از رد باران رفت
می‌شود با سادگی آمیخت
می‌شود کوچک‌تر از اینجا و اکنون شد
می‌شود کیفی فراهم کرد
دفتری را  می‌شود پر کرد از آیینه و خورشید
در کتابی می‌شود روییدن خود را تماشا کرد
من بهار دیگری را دوست می‌دارم

جای من خالی‌ست
جای من در میز ِ سوم، در کنار پنجره خالی‌ست
جای من در درس نقاشی
جای من در جمع کوکب‌ها
جای من در چشم‌های دختر خورشید
جای من در لحظه‌های ناب
جای من در نمره‌های بیست
جای من در زندگی خالی‌ست

می‌شود برگشت
اشتیاق چشم‌هایم را تماشا کن
می‌شود در سردی ِ سرشاخه‌های باغ
جشن رویش را بیفروزیم

دوستی را می‌شود پرسید
چشم‌ها را می‌شود آموخت
مهربانی کودکی تنهاست
مهربانی را بیاموزیم

گزارش نیکوکاری

jameiyet
در پی فراخوان روز دوشنبه ۲۷ دیماه جاری، روز سه شنبه ۲۸ دیماه جاری عزیزانی مبالغ زیر را به حساب موسسه واریز کرده اند:
۱-پزشک خیری از یکی از شهرهای همجوار مبلغ سه میلیون تومان
۲-خیر گرانقدرو دلسوزی مبلغ پانصد هزار تومان
۳-دوست دلسوزی از سنندج مبلغ یکصد هزار تومان
۴-خیر بزرگواری مبلغ پنجاه هزار تومان
⭕️خداوند به همه این عزیزان جزای خیر و سلامتی عنایت فرماید.👏🌺👏🌺

ای که دستت می رسد کاری بکن

🔴نیکوکاران ارجمند،🔴
635139965009737213-300x200
باسلام و تشکر از همراهی سرشار از مِهر شما با مؤسسه خیریه احسانکاران بوکان،
🌹🌹با توجه به اینکه در این ۲ ماه گذشته مراجعین زیادی که دارای مشکلات حاد بوده اندجهت دریافت کمک به مؤسسه تشریف آورده اند و به ناچار مجبور به رفع نیاز درمانی یا شهریه دانشجویی و پرداخت قبوض آب و برق و گاز تعداد زیادی از مددجویانی شده ایم که با مشکل قطعی انشعاب بدلیل بدهی روبرو بوده اند ، در حال حاضر برای پرداخت مستمری دی ماه جاری تعدادی از مددجویان (که برای رفع بخشی از مشکلاتشان منتظر این مستمری هستند)، در فشار قرار گرفته ایم و لذا با توجه به لطفی که همواره خیرین این شهرستان به همنوعان نیازمند خود داشته اند ، امیداست همچون همیشه در حد توان و وسع خود از محل زکات، نذرو صدقه به یاری این عزیزان بشتابید. تا در موعد مقرر مستمری مربوطه به حساب آنها واریز شود. 🌹🌹
شماره کارت مؤسسه : ۵۰۴۱۷۲۱۰۳۴۱۱۴۷۳۷

آنچه باید درباره شیوه خدمات رسانی مؤسسه بدانید

* در طول هفته بطور میانگین حداقل ۱۰ تقاضای جدید به دفتر مؤسسه می رسد
* هرروز (بغیر از روزهای تعطیل) مددکار  و مدیرعامل مؤسسه (که زن و شوهر هم هستند) از ساعت ۹ الی ۱۳ در دفتر مؤسسه پاسخگوی مراجعین هستند
* مدیرعامل و مددکار هر روز بعدازظهرها با توجه به حجم تقاضاهای رسیده جهت تحقیق در باره وضعیت متقاضی به محل زندگی آنها می روند.
* نتیجه تحقیق های انجام شده به اطلاع هیئت مدیره رسیده و اعضای هیئت مدیره در جلسه ای درباره نحوه کمک رسانی به آنها تصمیم گیری می کنند.
* کلیه دریافتی های نقدی به حساب جاری مؤسسه واریز می شود.
* هرگونه کمک نقدی پس از تصویب از طرف هیئت مدیره از طریق چک بانکی با تنظیم سند حسابداری و با امضاء ۳ نفر (مدیرعامل،رییس هیئت مدیره و خزانه دار مؤسسه ) و با مهر مؤسسه پرداخت می شود.
* کلیه اسناد حسابداری توسط حسابداررسمی مؤسسه در دفاتر رسمی و پلمپ شده (روزنامه و کل)جهت ارائه به اداره امورمالیاتی ثبت و ضبط می شود.
* برای کلیه مددجویانی که نیازمند تشخیص داده می شوند، کارت صادرشده است و خدمات ارائه شده در آن کارت ها هم ثبت می شود.
* ماهیانه بیش از ۱۰ میلیون تومان مستمری نقدی به حساب بانکی تعدادی از مددجویان که بسیار نیازمند و تحت فشار هستند واریز می شود و هر ماه هم باتوجه به تقاضاهای جدید به این مبلغ اضافه می شود.
* جهت حفظ حرمت و حریم شخصی و عزّت نیازمندان عزیز و بزرگوار، از دادن آدرس آنها به نیکوکاران گرامی خودداری می شود و در صورتی که خیّرین گرانقدر بخواهند شخصاً کمک را به مددجویان تحویل دهند، این مددجویان به دفتر مؤسسه دعوت و نیکوکار ارجمند در دفتر مؤسسه کمک نقدی یا غیر نقدی خود را تحویل مددجوی گرامی می دهد.
* کمک های مؤسسه به ایتام، پیرزنان و پیرمردان بیکس، زنان بی سرپرست و بدسرپرست، دانش آموزان و دانشجویان بی بضاعت، بیماران نیازمند صعب العلاج، و… بصورت نقدی و غیر نقدی داده می شود.
* مؤسسه از محل وجوه امانی و کمک های عده ای از خیرین بزرگوار به مددجویان و افراد نیازمندی که با تحقیق محلی نیاز آنها واقعی تشخیص داده شود، حداقل ۱ میلیون تومان وام قرض الحسنه بدون بهره و بدون کارمزد پرداخت می کند که باید در ۲۰ قسط ۵۰ هزار تومانی آن را به مؤسسه برگردانند.
* اگر کمک مردم نیکوکار و نیک اندیش نباشد این مؤسسه در خدمت رسانی به مددجویان گرامی خود با مشکل جدی روبرو می شود، مشکلی که دود آن به چشم عزیزانی می رود که هر لحظه چشمانشان به دستان سخاوتمند شماست.
* تمام خدمات مؤسسه در سایه لطف خدا و دستان پر مهر خیرین گرانقدر بوده است و اگر نبود این همه همراهی و اعتماد و همکاری خیرین عزیز، این مؤسسه شرمنده ی یتیمان و نیازمندان می شد.
* در جمع نیکوکارانی که هر ماه کمک های ریز و درشت خود را به مؤسسه می رسانند نمایندگانی از همه ی اقشار جامعه هستند که ای کاش همه ی اقشار جامعه که اندک یا بیش توانی داشتند به جمع این عزیزان می پیوستند تا رسیدگی و پاسخگویی به نیاز مددجویان مطلوب تر و در شأن آنها بود.
* ما متشکریم از : بزرگان و جوانانی که بطور مرتب مؤسسه را یاری می کنند، نمونه هایی از بازاریان،کارمندان، پزشکان،معلمان،دانش آموزان، دانشجویان و … که به مقداروسع و توان خود کمک های خود را از نیازمندان واقعی جامعه دریغ نمی کنند.

 

تو را من چشم در راهم

_______1_20111119_1884530061این روزها ، چه اشک هایی که از سر نداری و رنج ، بر زمین آرزو ریخته می شودو چه دل های نازکی که از سر اضطرار و ناراحتی شکسته می گردد!
ای کاش میشد این جهان کاشانه سبز
می بود مهر و همدلی در خانه سبز
ای کاش می آمد ز عشق و هم نوایی
 برگلشن تاریک غم پروانه سبز
مؤسسه خیریه احسانکاران (صوفی رحمن) بوکان منتظر دستان پرمهرشماخوبان است تا به بهترین و اخلاقی ترین و سریعترین شیوه کمک های سرشار از عاطفه و بزرگواری شما خوبان را بدست نیازمندان واقعی و دردمند برساند تا بدینوسیله نعمت رضای الهی و برکت حق بر زندگی همه ی نیکان ببارد و آنان را به لطف بیکران خویش از هر درد و رنجی پاس بدارد.

با تکمیل فرم عضویت نیکوکاری و کمک های مستمر خود به مؤسسه و در واقع به ایتام و نیازمندان، این مؤسسه را در خدمات رسانی مطلوب تر و مرتب تر و دائمی به مستمندان یاری رسانیده و به جمع ارزشمند و بزرگ خیرین نیکوکار بپیوندید.
لطفاً فرم تکمیل شده را به هر طریقی که برای شما آسان است بدست ما برسانید و نام نیکوی خود را در جمع اعضای بزرگوار و خیّر مؤسسه به ثبت برسانید تا در پیچ و خم های روزگار همه با هم یاری رسان همنوعان عزیز خود باشیم.
                                 موسسه خیریه احسانکاران بوکان

photo_2017-01-14_14-32-05

اهدای اعضای بیمار ۴۳ ساله دچار مرگ مغزی

یک بیمار ۴۳ ساله که در یک سانحه رانندگی دچار مرگ مغزی شده بود، برای بخشیدن زندگی دوباره به بیماران نیازمند پیوند عضو، از بیمارستان بعثت سنندج به بیمارستان شریعتی تهران منتقل شد.

به گزارش ایسنا، منطقه کردستان، در پی سانحه رانندگی در جاده زنجان – بیجار و مرگ مغزی «مهدی یادگار» ۴۳ ساله اهل تهران، خانواده این بیمار در اقدامی خیرخواهانه اعضای بدن وی را به بیماران نیازمند اهدا کردند.

متوفی بعد از سانحه بلافاصله به مرکز پزشکی، آموزشی و درمانی بعثت سنندج اعزام و توسط پزشک و متخصص این مرکز ویزیت شده بود.

متاسفانه علی رغم کلیه اقدامات درمانی انجام شده مرگ مغزی وی توسط تیم متخصصان تایید و پس از کسب رضایت از خانواده متوفی به بیمارستان شریعتی تهران اعزام خواهد شد.

علاقمندان می‌توانند جهت ثبت نام و دریافت کارت اهدای عضو با مراجعه به سایت http://ehda.center در این اقدام خداپسندانه ثبت نام کنند.

فتاح: مستمری خانواده‌های تحت پوشش کمیته امداد ۲.۵ برابر می‌شود

tabrizebidar139510191211411483864901ir25_300x210

سید پرویز فتاح دربرنامه گفتگوی ویژه خبری با اشاره به ۳ مصوبه امروز مجلس که به افزایش مستمری خانواده‌های تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) و بهزیستی می‌انجامد اظهار داشت: امروز به یومن میلاد امام حسن عسگری(ع) شاهد وفاق مجلس و دولت بودیم که این وفاق روز کمیته امداد و بهزیستی را رقم زد. 

رئیس کمیته امداد ادامه داد: براساس مهم‌ترین مصوبه امروز حداقل مستمری مددجویان کمیته امداد و بهزیستی معادل ۲۰ درصد حداقل حقوق پایه شورای عالی کار خواهد شد، که با توجه به رقم ۹۰۰ هزار تومان تا یک میلیون تومانی حداقل حقوق پایه برای سال آینده، به طور متوسط ۱۸۰ هزار تومان برای مددجویان این ۲ نهاد تخصیص داده خواهد شد. 

وی گفت: این رقم برای هر خانواده با جمعیت متوسط است و بدان معناست که خانواده‌های یک یا ۲ نفره زیر این مبلغ و خانواده‌های بالاتر از ۴ نفر بیشتر از این رقم را به صورت مستمری دریافت خواهند کرد. 

فتاح با اشاره به مصوبه دیگر امروز مجلس افزود: در مصوبه دیگر امروز، یک درصد عوارض کالاهای ورودی به مناطق آزاد برای محرومان و نیازمندان این مناطق و حاشیه آنها تخصیص داده خواهد شد که رقم آن نیز با توجه به حجم کالاهای ورودی به این مناطق حتماً قابل توجه خواهد بود. 

رئیس کمیته امداد اضافه کرد: براساس مصوبه سوم امروز مجلس مقرر شد از منابع بانکی موجود کشور حداقل برای ۱۰۰ هزار شغل در سال آینده تامین مالی شود، که این شغل‌ها برای مددجویان کمیته امداد و بهزیستی در نظر گرفته می‌شود. 

* امیدواری رئیس کمیته امداد به عملی شدن مصوبات خوشحال‌کننده مجلس برای مددجویان امداد و بهزیستی

وی در پاسخ به این سوال که چقدر می‌توان به عملی شدن این مصوبات در سال آینده امیدوار بود و چرا مصوبات قبلی که ۵۰ درصد حداقل حقوق پایه برای مستمری بگیران تخصیص داده شده بود اجرایی نشد، گفت: در برنامه پنجم توسعه گر چه ۵۰ درصد حداقل حقوق برای مستمری بگیران کمیته امداد و بهزیستی در نظر گرفته شده بود ولی متاسفانه به دلیل روشن نبودن منابع لازم برای اجرایی شدن آن شاهد بودیم که این امر محقق نشد ولی در مصوبات اخیر برای اجرایی شدن اهداف در نظر گرفته شده منابع دقیق‌تری مشخص شده است.

فتاح گفت: برای مصوبات امروز منابعی همچون هدف‌مندی یارانه‌ها و منابع حاصله از حذف یارانه دهک‌های بالایی دیده شده که این امر امیدواری نسبت به عملی شدن این مصوبات را بیشتر کرده است. ضمن آن که با توجه به مبنا قرار گرفتن مستمری افراد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی براساس حداقل حقوق پایه، شاهد آن خواهیم بود که مستمری مددجویان هر ساله افزایش خواهد یابد. 

رئیس کمیته امداد در ادامه با اعلام آماری از خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی افزود: در حال حاضر یک میلیون و ۶۲۰ هزار خانواده مستمری بگیر کمیته امداد هستند و ۴۵۰ هزار خانوار نیز مستمری خود را از بهزیستی دریافت می‌کنند. 

وی گفت: متاسفانه منابع ما محدود است ولی با این وجود با توانمندساختن خانواده‌های تحت پوشش این دو نهاد می‌توانیم جا برای خدمت‌رسانی به پشت نوبتی‌ها نیز باز کنیم.

فتاح اضافه کرد: کمیته امداد با هدف قرار دادن توانمندسازی خانواده‌های تحت پوشش خود تلاش دارد تا هرچه زودتر اقدامات لازم برای خودکفا شدن خانواده‌های تحت پوشش این کمیته را فراهم سازد و در تاریخ ۲۵ دی ماه نیز با حضور رئیس جمهور، جشن خودکفایی یکصد هزار نفر از مستمری بگیران تحت پوشش کمیته امداد را برگزار خواهیم کرد. 

رئیس کمیته امداد بابیان این که توسعه حمایت‌های اجتماعی همچون حمایت‌های درمانی و آموزشی بر عهده دولت است، گفت: نکته حائز اهمیت آن است کمیته امداد و بهزیستی وظیفه فقرزدایی در کشور را ندارد و الزاماً حمایت‌های آنها از نیازمند، منجر به رفع فقر در جامعه نخواهد شد. 

وی اضافه کرد: طبعاً هرچه اقتصاد کشور رونق گیرد و بیکاری و رکود کاهش یابد ورودی بهزیستی و کمیته امداد کاهش خواهد یافت. 

* کمک ۱۲۰۰ میلیاردی تومانی مردم به نیازمندان در سال ۹۵

فتاح در ادامه این برنامه با تاکید بر این که منابع مردمی کمیته امداد کاملاً تحت اختیار خانوارهای تحت پوشش این کمیته قرار می‌گیرد، گفت: در حال حاضر ۷۲ هزار دانشجو و ۳۳۰ هزار دانش‌آموز در کشور تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی قرار دارند و تا امروز بیش از هزار وام ازدواج به مددجویان این کمیته واگذار شده که پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال این رقم به بیش از ۱۰۰ هزار وام ازدواج برسد. این در حالی است که کمیته امداد تغذیه ۸۰ هزار کودک محروم زیر ۶ سال را بر عهده دارد و ماهانه ۷۵ هزار تومان به هر یک از این کودکان اختصاص می‌دهد. علاوه بر آن نیز ۱۹۰ هزار یتیم در سراسر کشور تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند که به غیر از مستمری ماهانه، ۱۲۰ هزار تومان هر ماه به آنها تقدیم می‌شود، که تمامی این اقدامات از محل منابع کمک‌های مردمی به کمیته امداد انجام می‌شود.

رئیس کمیته امداد با تقدیر و تشکر از مردم برای حمایت از محرومان و نیازمندان کشور گفت: سال گذشته حدود ۲۷۵ میلیارد تومان از محل صدقات و ۲۳۰ میلیارد تومان از محل ذکات که در اختیار این کمیته امداد قرار گرفته به محرومان و نیازمندان کشور اختصاص داده شد و امسال نیز بیش از ۳۵۰ میلیارد تومان از طریق حامیان ایتام در اختیار یتیمان تحت پوشش این کمیته قرار گرفته است. 

وی اضافه کرد: در حال حاضر یک میلیون ایرانی حامی ایتام تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی هستند و هر یتیم در کشورمان حداقل ۵ حامی دارد. 

فتاح خاطر نشان کرد: امسال ۱۲۰۰ میلیارد تومان کمک‌های مردمی در اختیار کمیته امداد امام خمینی قرار گرفته که عیناً به مددجویان تحت پوشش این کمیته اختصاص می‌یابد. 

* ۲,۵ برابر شدن مستمری افراد تحت پوشش کمیته امداد 

رئیس کمیته امداد در جمع‌بندی سخنان خود در خصوص مصوبه اخیر مجلس، گفت: علاوه بر کمک‌های مردمی، بودجه دولتی که در اختیار کمیته امداد قرار می‌گیرد به عنوان مستمری در اختیار نیازمندان و محرومان قرار می‌گیرد و به طور متوسط هر خانواده تحت پوشش کمیته امداد ماهانه ۷۲ هزار تومان از این محل مستمری می‌گیرد.

وی گفت: لذا با توجه به مصوبه اخیر مجلس میزان مستمری خانواده‌های تحت پوشش کمیته امداد به حداقل ۱۸۰ هزار تومان خواهد رسید که معادل ۲,۵ برابر شدن مستمری آنها است. 

فتاح در پاسخ به این سوال که کمیته امداد چه مقدار کسری بودجه برای تحت پوشش قرار دادن تمام افراد نیازمند در کشور دارد، گفت: مشخص شدن این عدد نیازمند تعریف جامع و دقیق از خط فقر است، چرا که نیازهای امروز خانواده‌ها با نیازهای ۳۰ یا ۴۰ سال قبل مطابقت ندارد، مثلاً امروز بسیاری از دانش‌آموزان و دانشجویان تحت پوشش کمیته امداد درخواست کامپیوتر و تلفن همراه دارند و باید دید آیا این موارد جزو ملزومات آنها است یا خیر.

* شرمنده مردم هستیم / با کارت نیازمندان و محرومین بازی سیاسی نکنیم

رئیس کمیته امداد در پاسخ به این سوال که آیا افراد نیازمندی در کشور هستند که تحت پوشش نهادهای حمایتی و کمیته امداد قرار ندارند، گفت: قطعاً نیازمندان و محرومان در کشور وجود دارند که تحت پوشش ما نیستند ولی می‌توانند به ضرس قاطع بگویم که گرچه ممکن است معدود افرادی مشکل نان و نیازمندی خوراک داشته باشند ولی تقریباً می‌توان گفت که تمام افراد کشور از خوراک و آب و برق برخوردارند، این در حالی است که ۷۰ درصد جمعیت ما از امکانات گازرسانی برخوردند که تمامی این موارد حاصل تلاش نظام اسلامی ما است. 

وی گفت: البته ما در مقابل کمی‌ها و کاستی‌ها شرمنده مردم هستیم ولی باید توجه داشت که نحوه انعکاسی کمی‌ها و کاستی‌ها نباید به گونه‌ای باشد که دچار سیاه‌نمایی شویم و من با تشکر از رسانه‌ها می‌خواهم که علاوه بر انعکاس مواردی از این دست، ضمن طرح موضوع، راهکار را نیز مطرح کنند و این موارد را به ما انتقال دهند.

فتاح خاطر نشان کرد: نباید با کارت نیازمندان و محرومین بازی سیاسی کنیم و بهتر است که اگر هنرمند و یا ورزشکاری برای کمک به محرومان به میدان می‌آید خودش هم دست به جیب شود. 

رئیس کمیته امداد گفت: باید توجه داشته باشیم که سیاه‌نمایی در این حوزه باعث سوء استفاده دشمنان ما خواهد شد.

* فراگیر نبودن بیمه تامین اجتماعی از مهمترین دلایل فقر در کشور است / ۶ میلیون شاغل در کشور بیمه تامین اجتماعی ندارند

وی در ادامه با اشاره به فراگیر نبودن بیمه تامین اجتماعی، آن را یکی از دلایل فقر در کشور عنوان کرد و افزود: در حال حاضر ۶ میلیون شاغل در کشور اعم از راننده، کارگر و … وجود دارند که علی‌رغم شاغل بودن بیمه تامین اجتماعی ندارند و این بدان معناست که اگر خدایی ناکرده حادثه‌ای برای آنها رخ دهد و یا فوت کنند از همان لحظه درآمد خانواده‌شان قطع می‌شود و خانواده‌ آنها مشتری کمیته امداد می‌شوند. لذا مجلس و دولت باید فکری برای حل این مشکل کنند. 

فتاح گفت: کمیته امداد ماهانه برای ۳۵۰ هزار خانواده ۱۲۰ هزار تومان به عنوان حق بیمه تامین اجتماعی پرداخت می‌کند که این به نوعی سرمایه‌گذاری برای آنهاست و امسال نیز ۵ هزار خانواده با یک سوم حقوق بازنشسته می‌شوند و از پوشش کمیته امداد خارج می‌شوند. 

* اعتماد مردم به کمیته امداد بیشتر شده / افزایش ۱۰ درصدی صدقات مردمی در سالجاری

رئیس کمیته امداد در پاسخ به این سوال که تا چه اندازه در ۲۰ ماه فعالیت خود در کمیته امداد توانسته اعتماد مردم نسبت به این کمیته را افزایش دهد گفت: افزایش اعتماد عمومی مردم به کمیته امداد اولین هدف من در نخستین روز کاریم در این کمیته بود که خوشبختانه آمارها نشان می‌دهد سال گذشته صدقات مردمی ۸ درصد و امسال نیز ۱۰ درصد افزایش داشته است که این افزایش به عنوان شاخصی از اعتماد مردمی به کمیته امداد نشان دهنده ارتقای اعتماد مردمی به این کمیته است.

وی اضافه کرد: شفاف‌سازی در درآمدها و کمک‌های این کمیته به افراد نیازمند و محروم می‌تواند باعث افزایش اعتماد مردمی شود و وقتی مردم در جریان امور قرار می‌گیرند و متوجه می‌شوند کمک‌های آنها در کجا هزینه می‌شود و چه تاثیری در زندگی محرومین دارد به افزایش اعتمادشان به کمیته امداد کمک خواهد کرد. 

* ۵ هزار نخبه تحت پوشش امداد 

فتاح با بیان این که در حال حاضر ۵ هزار نخبه تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند گفت: تعداد زیادی رتبه زیر هزار کنکور و همچنین رتبه ۶ کنکور امسال نشان می‌دهد که افراد زیادی در جامعه ما وجود دارند که با دستگیری از آنها می‌توان زمینه رشد آنها را فراهم کرد. 

رئیس کمیته امداد با اشاره به تلاش کمیته امداد برای توانمندسازی خانواده‌های تحت پوشش خود گفت: امسال ۱۶۰ هزار خانوار تحت پوشش کمیته امداد از پوشش حمایتی این کمیته خارج شدند و واقعاً امیدواریم روزی را ببینیم که هیچ کس تحت پوشش کمیته امداد نباشد. 

*توضیح فتاح در خصوص فروش ساختمان جنجالی کمیته امداد 

وی در پاسخ به سوال مجری این برنامه در خصوص سرانجام ساختمان قدیمی و جنجالی کمیته امداد در سوهانک گفت: گرچه بانیان ساخت ساختمان قدیمی کمیته امداد این ساختمان را با نیت خیر ساخته بودند ولی با توجه به ابعاد بزرگ آن و دسترسی دور آن، خواست اجتماعی و مردم بود که کمیته امداد از آن ساختمان نقل مکان کند و امروز کمیته امداد به ساختمان جدیدی در میدان آزادی منتقل شده است. 

فتاح اضافه کرد: سند ساختمان قدیم در رهن بانک است و براساس قیمت کارشناسی، هزار میلیارد تومان قیمت گذاری شده است و ان‌شاء الله مابه التفاوت چند صد میلیاردی فروش ساختمان قبلی و خرید ساختمان جدید برای منابع قرض‌الحسنه کمیته امداد اختصاص خواهد یافت. 

* کمیته امداد مسئول همه آسیب‌های اجتماعی نیست؛ عزم ملی برای حل آسیب‌های اجتماعی شکل گرفته 

رئیس کمیته امداد با اشاره به موضوع آسیب‌های اجتماعی و جلسات اخیر مقام معظم رهبری پیرامون این امر، گفت: خوشبختانه با پیشگامی مقام معظم رهبری و پیگیری رئیس جمهور و وزیر کشور و سایر مسئولان شاهد عزم ملی برای حل آسیب‌های اجتماعی در کشور هستیم و من نیز با توجه به حضورم در این جلسات سعی می‌کنیم تا نقش خودمان را در این بخش ایفا کنیم. 

وی با تاکید بر این که کمیته امداد مسئول رسیدگی به همه آسیب‌های اجتماعی نیست، افزود: باید توجه داشت که تمامی آسیب‌های اجتماعی در حیطه وظیفه کمیته امداد نیست، مثلا برخی‌ها می‌گویند چرا کمیته امداد متکدیان، معتادان و زنان آسیب‌دیده را ساماندهی نمی‌کند این در حالی است که ساماندهی این افراد در حیطه وظایف ما نیست و دستگاه‌های مسئول همچون نیروی انتظامی، بسیج و… وارد عمل شده‌اند و می‌توان نتیجه اقدامات آن را در خیابان‌های شهر تهران دید. 

فتاح گفت: با توجه به این که جلسات پیگیری حل آسیب‌های اجتماعی هر ۶ ماه یکبار برگزار می‌شود و تمامی مسئولان امر باید گزارش اقدامات خود را در این جلسه ارائه دهند امیدواریم با وفاق شکل‌گرفته شاهد کاهش آسیب‌های اجتماعی در کشور باشیم. 

رئیس کمیته امداد با بیان این که حمایت از فقرا از مهمترین وظایف کمیته امداد است، گفت: همانطور که پیش از این اعلام کرده‌ایم خانواده‌های آسیب‌ دیده و نیازمند را حتما تحت پوشش خود قرار خواهیم داد و این در حالی است که در حال حاضر ۳۰ هزار خانواده به دلیل اعتیاد سرپرستشان و حدود ۵۰ هزار خانواده به دلیل زندانی شدن سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند. 

* لزوم نظارت دقیق بر موسسات خیریه / کمیته امداد رقیب موسسات خیریه نیست 

وی در ادامه این گفتگو با اشاره به موضوع ساماندهی و نظارت بر فعالیت‌ موسسات خیریه گفت: مجوز موسسات خیریه از ۳ مرجع نیروی انتظامی، وزارت کشور و بهزیستی صادر می‌شود و این در حالی است برخی از موسسات خیریه کشور مجوزهای لازم را ندارند و گفته می‌شود ۷ تا ۱۳ هزار موسسه خیریه در کشور وجود دارند که بخشی از آنها راکد بوده و بخشی دیگر از آن فعال است.

فتاح اضافه کرد: با توجه به این که بسیاری از موسسات خیریه کشور همراستا با نظام و اهداف کشور فعالیت می‌کنند هیچ رقابتی بین کمیته امداد و این موسسات خیریه وجود ندارد. 

رئیس کمیته امداد گفت: با توجه به این که در حال حاضر نظارت دقیقی بر فعالیت موسسات خیریه در کشور وجود ندارد لازم است تا برای ارتقای اعتماد عمومی به موسسات خیریه، ساز و کارهای قانونی برای نظارت بر فعالیت‌ آنها و نظارت بر هزینه کرد کمک‌های مردمی به این موسسات فراهم شود. 

وی گفت: در حال حاضر حراست کل کشور، بازرسی نهاد رهبری، سازمان بازرسی و بسیاری از مراجع‌ذی‌صلاح دیگر بر فعالیت کمیته امداد نظارت می‌کند و لازم است تا نظارت‌های قانونی بر فعالیت موسسات خیریه کشور نیز اعمال شود و کمیته امداد نیز این موضوع را از طریق دولت و مجلس پیگیری می‌کند و در تلاش هستیم تا این امر را در بندهای برنامه ششم محقق کنیم. 

* سهم ۶۰ درصدی زنان سرپرست خانوار از مستمری کمیته امداد

فتاح در پاسخ به آخرین سوال مجری این برنامه در خصوص حمایت کمیته امداد از زنان سرپرست خانوار گفت: ۶۰ درصد از یک میلیون ۶۲۰ هزار خانواده مستمری بگیران کمیته امداد زنان سرپرست خانوار هستند که ۴۵ درصد آنها به دلیل فوت سرپرست، ۱۵ درصد به دلیل طلاق و تعدادی نیز به دلیل از کار افتادگی و زندانی شدن سرپرست خانواده‌ها تحت پوشش کمیته امداد قرار گرفته‌اند. 

رئیس کمیته امداد با تاکید بر حمایت‌های مبتنی بر تدبیر از زنان سرپرست خانوار،‌افزود: ما باید در حمایت‌های خود از زنان سرپرست خانوار با تدبیر برخورد کنیم تا علاوه بر حمایت از آنها از آسیب دیدن فرزندان این خانواده‌ها نیز جلوگیری کنیم. لذا با مددکاری با مشی اسلامی در تلاشیم تا علاوه بر کمک‌های مالی، توانمندسازی فرهنگی و روحی آنها را نیز مد نظر قرار دهیم. 

به گفته وی کمیته امداد بیمه تامین اجتماعی زنان سرپرست خانوار تامین هزینه تحصیل و معافیت یک فرزند ذکور این خانواده را در برنامه خود گنجانده است. 

۱۳۷ هزار زن مجرد سرپرست خانواده‌اند

۲/۵ میلیون زن در ایران سرپرست خانواده‌اند که از این تعداد ۱۳۷ هزار تن از آنان را زنانی تشکیل می‌دهند که هرگز ازدواج نکرده‌اند.

به گفته حبیب الله مسعودی فرید، معاون اجتماعی سازمان بهزیستی کشور این زنان یا سرپرست خانوار خود به صورت تک نفره بوده یا اینکه پدر و مادر سالمند یا خواهر و برادری دارند که باید از آنان مراقبت کنند.

طلاق و گرایش به زندگی مجردی در میان زنان ایرانی در سال‌های گذشته افزایش یافته است. به گفته جامعه‌شناسان آشنایی بیشتر زنان با حقوق خود و تن‌ندادن به زندگی اجباری یکی از دلایل عمده این اتفاق است.

با این وجود همچنان آمارها از افزایش سطح نابرابریِ مشارکت اقتصادی زنان خبر می‌دهند.

پیمانکاری تصادف‌های ساختگی، صحنه‌سازی با «جان»

پیمانکاران تصادف های ساختگی معمولا ٦٠ تا ٧٠ درصد پول دیه مجروح را برای خودشان برمی دارند به‌ ازای شکستن هر دست یا پا به کسانی که در تصادف‌های ساختگی شرکت می کنند ٣ میلیون تومان می دهند.

%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%81

«دکتر قرص ترامادول ٢٠٠ را پودر کرد و داخل لیوان آب ریخت و به من داد؛ دکتر کسی است که دست، پا، دماغ و دندان را می‌شکند و به ازای هر شکستگی ۵٠هزارتومان دستمزد می‌گیرد. بعد از ترامادول، با انسولین به ساق پایم لیدوکاین تزریق و بعد شروع به ماساژ دادن کرد تا انسولین پخش شود. روی شکم دراز کشیدم، پای راستم را داخل شکم جمع کردم و زیر پای چپ یک بالش گذاشتم تا ضربه به استخوان نازک‌نی ساق پا وارد شود. چشم‌هایم را بستند و یک حوله هم داخل دهانم گذاشتند؛ صورتم روی زمین بود و دست پیمانکار را محکم گرفته بودم، دیگر چیزی نمی‌دیدم ولی همه‌چیز را حس می‌کردم، داشتم خودم را برای ضربه آماده می‌کردم. سه بار میله را آرام روی پایم ‌زد که صدایش هنوز توی سرم است. سه ثانیه طول کشید و میله به پایم نخورد، دانستم موقع ضربه نهایی است و ضربه وارد شد. طرف دست گذاشت روی استخوانم و گفت نشکست و..»

اینها حرف‌های جوانی حالا ٢۴ساله است که در ١٩ سالگی، «آقای دکتر» دست‌و‌پای راستش را شکست و با سنباده ‌درشت، پیشانی، دماغ و گونه‌اش را به‌طور قطری زخمی کرد تا از جنوب ایران برای تصادفی ساختگی راهی خراسان شود. او پس از نخستین تجربه‌ صحنه‌سازی‌اش، معتاد شد تا همین یک‌سال پیش، وقتی دانشگاهش تمام شد و به انجمن معتادان گمنام ایران پیوست؛ او حالا به قول خودش ١٣ ماه و ٧ روز است که پاک‌ است. «حسین» حالا در تلاش است که کاری برای خود دست‌وپا کند و اگرچه ماه‌هاست به جایی نرسیده است اما همچنان امیدوار است. او درطول این گفت‌و‌گو، با یادآوری دردها و استرس‌های دوران صحنه‌سازی‌اش به‌عنوان مصدوم و پیمانکار، بارها بغض کرد، صدایش را بالا و پایین برد و درحالی‌که سیگاری بین دو انگشت و لبانش در نوسان بود از سردرد بی‌سابقه‌اش گفت و این‌که مصرف مُسکن طبق دستورات ان‌ای برایش ممنوع است. او ١٩‌سال را در فقر و سختی گذراند اما سودای تغییر وضع خود و خانواده‌اش به هر قیمتی را داشت که به صحنه‌سازی با استخوان و زخم‌های عمقی در پوست رسید. در سال‌های زخم‌سازی و دلالی شکستگی‌های دیگران، بر دانشجویی ١٩ ساله چه گذشته و چه شد که از تجارتی که در آن به فن‌و‌تجربه هم رسید، حالا تصمیم دارد کم‌کم از این کار دست بکشد.

داستان نخستین تجربه خودت را ادامه بدهیم؛ ساعاتی قبل از مسافرت به همراه دو نفر دیگر خانه دکتر رفتید که شکستگی‌ها را ایجاد کند.

– بله، من دراز کشیده بودم و آرزو می‌کردم که‌ ای کاش این‌جا نیامده بودم اما راه برگشتی وجود نداشت چون ضربه اصلی را هم چشیده بودم. بعد از چهار پنج ضربه استخوانم شکست و هنوز صدای چکشش در ذهنم است؛ صدایی تیز که در عمق وجودت، در نهایی‌ترین قسمت ذهنت می‌نشیند. این صدا آنقدر تیز است که به اتاق دیگر که آن دو نفر دیگر منتظر بودند، هم رفت. لحظه‌ای که «چیکه» اتفاق می‌افتد؛ در کمتر از دو ثانیه، کل لباست از عرق سرد خیس می‌شود. بعد پیمانکار یک‌مرتبه من را بغل کرد، سرم را بالا آورد و چند قطره آب داخل دهانم ریخت. جالب این‌که این‌جا هم نگذاشتند من وسایل کار را ببینم و خیلی سریع آنها را زیر فرش قایم کردند چون تمام مراحل را تصویر می‌کنی و برای ضربه دوم فشار عصبی بیشتری وارد می‌شود. مصدوم‌های زیادی را دیدم که موقع ضربه دوم می‌گفتند «غلط کردیم بگذار برویم» و من می‌گفتم «عزیزم چه‌کاری برایت انجام بدهم، تو که ضربه اصلی را تحمل کردی» ولی متاسفانه آنقدر نیاز داشتند و نمی‌خواستند مقابل خانواده خجالت‌زده شوند که تحمل می‌کردند. لحظه وارد آمدن ضربه روی پایم به دو نفر فکر می‌کردم؛ یکی آن خانمی که قرار بود با من زندگی کند و من می‌خواستم از لحاظ مالی مشکلی نداشته باشد و دیگری هم خواهر ١٢ساله‌ام، از خواهر کوچکم شرم می‌کردم و از تصویر آن خانم قوت ‌قلب می‌گرفتم. پایم که شکست قفل در را باز کردند و من را داخل اتاق دیگر بردند.

 نفر بعد هم می‌خواست پایش را بشکند؟

– نه، گزینه بعدی بینی بود چون قرار بود ما روی یک موتور بنشینیم. من آمدم و از کنار در نگاه کردم. نخست پنبه و دستمال‌کاغذی روی چشم‌هایش گذاشتند و چسب زدند؛ نباید ضربه مستقیم مشت یا قفل با دماغ را ببیند چون ناخواسته جاخالی می‌دهد و امکان دارد قفل روی گونه‌‌اش بخورد. به او هم ترامادول خورانده و لیدوکایین تزریق کرده بودند، پیمانکار دست‌هایش را گرفته بود و دکتر گفت که نفس عمیق بکش. از راست با قفل کتابی ضربه زدند و نشکست، بعد سمت چپ و مستقیم. پوست دماغ پاره، غضروف باز و یک تشت تا نصفه از خون پر شد ولی استخوان نمی‌شکست که در نهایت با ضربه نهم که ناگهانی بود شکسته شد.

 دکتر چه حال و روزی در این شرایط داشت؛ موقعی که ضربه می‌زد و شکستگی اتفاق نمی‌افتاد؟

– از حال و احساس دکتر برات بگویم. زمانی که میله را در دست می‌گرفت به اندازه یک‌ لیوان، عرق از سر و صورتش سرازیر بود، همیشه به من می‌گفت: «حسین یک‌زمانی این ظرف من هم پر می‌شود، دیگر نمی‌توانم، این‌قدر استخوان این بچه‌ها زیر دست و پای من خرد شده‌ که دیگر دوام نمی‌آورم. با هر ضربه روانی‌تر می‌شوم.» دکترها هیچ سواد پزشکی هم ندارند ولی باید باتجربه و بی‌رحم باشند، مثلا اگر بیشتر از حد، ضربه وارد کنند استخوان دست یا پا خرد می‌شوند و باید پلاتین گذاشت. اینها حالت یک معتاد را دارند که از جنس‌کشیدن شرمنده هستند و از طرفی مجبور به این کار هم هستند، همیشه عذاب‌ وجدان دارند. این دکتر در بچگی من را بزرگ کرده بود و کامل می‌شناخت، لحظه اول که من را دید ٣٠ثانیه طول کشید تا بگوید سلام، فقط صورت همدیگر را نگاه می‌کردیم تا این‌که پرسید: «تو این‌جا چیکار می‌کنی حسین؟ تو کجا و این کارها کجا؟ مگه دانشجوی مهندسی نیستی؟» دوستم را به اتاق دیگر بردند (با خنده می‌گوید به بخش) و حالا نوبت دست من بود.

 به‌طور خلاصه گفتی که ساعت ١٢ ظهر خانه دکتر رفتید؛ دست‌وپای تو با دست و دماغ دوستت را شکستند و ساعت ۴ عصر از آن‌جا خارج شدید؟

– بله. به سمت شهری در خراسان جنوبی راه افتادیم. پیمانکار یک پژوپارس داشت. این کار کلا سه بخش دارد؛ شکستگی، صحنه‌سازی و بعد از این دو مرحله نوبت به پیگیری‌های اداری و بیمه‌ای می‌رسد. بخش اول با همه دردها، ترس‌ها و واهمه‌هایش تمام شد من هنوز که هنوز است صدای چیکه میله را فراموش نکردم و حاضر نیستم به بهای ٢٠٠میلیون این کار را انجام دهم. ساعت ٨ صبح رسیدم و تا ساعت ١٠یک موتورسیکلت تهیه کردیم. نحوه کار به سه صورت است:   پیاده، با خودرو و با موتور؛ پیاده باید خودش را جلوی یک ماشین بیندازد، موتورسوار باید موتور را به ماشین بزند و با ماشین هم باید با سرعت ١٠٠کیلومتر با خودروی دیگری تصادف کرد یا مثلا از دره‌ای پرت شد یا سر پیچ با سرعت بچرخد که صحنه واقعی ساخته شود. بهترین مورد موتورسیکلت است و قولنامه‌اش باید به نام یکی از مصدومین باشد. موتور را دست دوم خریدیم.

 با این دست و پای شکسته، شب در ماشین و جاده اذیت نشدید؟

– من دستم را با کمربند بستم و چون مورفین مصرف کرده بودیم، راحت خوابیدیم.

 بعد از این‌که موتورسیکلت را خریداری کردید چه شد؟

– منتظر گرگ‌ومیش شدن هوا شدیم چون نباید کسی قبل از تصادف ما را با دست و صورت زخمی می‌دید. خلاصه پیمانکار از صندوق ماشین دو سنباده، یکی نرم و دیگری زبر درآورد. یک قوطی آب‌میوه هم گرفت و قسمتی از بدنه‌اش را کند. حالا نوبت زخم‌های ریز بود که معمولا جاهایی که استخوان هست صورت می‌گیرد مثل پیشانی، گونه، پشت ران و پشت گوش. این زخم‌ها باید قبل از تصادف باشند که اورژانس مشکوک نشود چرا این زخم‌ها کهنه هستند؟ اول با سنباده زبر پیشانی سمت راست، دماغ و گونه چپ من را زخم کرد بعد با تکه قوطی، زخم‌ها را عمیق‌تر کرد و در مرحله بعد هم با سنباده نرم پوست، مو و خون زخم‌ها را یکی می‌کرد. این کار را روی قوزک پا، ران و ساعدم هم انجام داد. باید همه‌چیز طبیعی باشد چون اگر یک مرحله را به‌درستی انجام ندهی تمام این دردها و سختی‌ها بی‌حاصل می‌شود. سه‌پشته سوار موتور شدیم.

 نفر سوم چه شکستگی‌هایی داشت؟

– نفر سوم فقط یک‌سری زخم توی صورت، گردن و دست‌و‌پا داشت چون قرار بود تصادف طوری باشد که به او آسیب زیادی وارد نشود. خلاصه گشتیم و گشتیم تا یک صحنه مناسب پیدا کنیم. پیمانکار هم سوار یک ماشین و پشت‌ سر ما از طریق تلفن هی استرس و فشار وارد می‌کرد که اگر امشب انجام نشود باید برگردیم به شهر خودمان. آخرش هم نشد چون از شانس بد زنجیر موتور پاره شد.

 حالا ٣ مصدوم با سروصورت زخمی و دست‌و‌پاهای شکسته بودید.

– بله. به هر مصیبت و زحمتی که بود، موتور را به خانه بردیم (یکی از فامیل‌های پیمانکار، دانشجو بود و یک خانه داشت)، فشار روحی به‌ اندازه فردی داشتیم که داشت بالای دار می‌رفت، چون نمی‌دانستیم قرار است چه بشود؟ قرار بود با سرعت ٧٠-۶٠کیلومتر به یک خودرو بزنیم و هرچیزی ممکن بود؛ امکان داشت با سر به جدول بخوریم و بمیریم، یا قطع‌نخاع شویم یا مثلا خودرو پشت سر از روی ما رد شود. فقط کسی می‌تواند فشار، استرس و درد روحی‌ آن شب ما را بفهمد که قبلا تجربه کرده باشد، بدترین شب عمرم بود.

پس روز اول، کارتان انجام نشد و منتظر فردا ماندید؟

– بله شب وحشتناکی بود و من گفتم می‌خواهم دندانم را هم بشکنم. خلاصه کلی چکش زدند و دندان نشکست تا درد دندان هم به دست‌و‌پای شکسته و بدن تماما زخمی اضافه شود. پیمانکار هم مدام تکرار می‌کرد که فردا آخرین فرصت است و اگر انجام ندهید، باید برگردیم، می‌گفت، من گزینه‌های بهتری دارم که مثل شما بی‌جرأت نیستند؛ خیلی فشار عصبی وارد می‌کرد. خلاصه ساعت ۵ صبح خون‌های خشک روی زخم‌ها را کَندیم و دوباره سنباده زدیم که دردش از مرتبه اول هم بیشتر بود. بیرون آمدیم و باید خودرویی که درحال رانندگی به‌ صورت خلاف است، پیدا می‌کردیم. تماس‌ها و فشارهای پیمانکار هم ادامه داشت. دوستم با دست‌ و دماغ شکسته، راننده بود و با دو انگشت کلاج می‌گرفت، من وسط با تلفن حرف می‌زدم و یکی با زخم‌های کمتر پشت سر من بود. چندین خیابان را گشتیم و موردی را پیدا نکردیم یا پیدا شد و راننده ما ترسیده بود. باید شانس می‌آوردیم و راننده خودرو بیمه می‌داشت، چون ما حاضر نبودیم از فرد پول بگیریم، هدف ما بیمه بود. ما حتی پولی را که راننده ضرر می‌کرد، به‌گونه‌ای که مشکوک نشود، به او می‌دادیم. رفتیم داخل سینه یک خودرو که از پارک خارج شد، ولی راننده خودرو ترمز زد، خودروی دوم را رد کردیم که پیمانکار تماس گرفت و گفت، برگردید تا برویم به شهرمان. دوستم صدای تلفن را می‌شنید و یک‌مرتبه من متوجه شدم که پخش زمینیم. شانس آوردیم که خودرویی پشت سر ما نبود. مردم جمع شدند و هرکسی فیلم می‌گرفت یا برای خودش نظر می‌داد؛ می‌گفتند، اینها مست بودند، نگاه این جاده‌ها با جوان‌های مردم چه می‌کنند، وای به حال مادر این سه جوان… خلاصه یک پیرزن داد زد که شما چقدر حرف می‌زنید یکی زنگ بزند اورژانس، نمی‌بینید این سه جوان دارند پرپر می‌شوند؟

– حسین درنهایت از پروژه اول خود به ١٣‌میلیون تومان درسال ٩١ می‌رسد که «تاچشم به هم زد درطول دو روز ۵‌میلیون را بین دوستان و فامیل‌های خیلی نیازمندش تقسیمش کرد.» او بعد از تابستان‌ سال ٩١ به دانشگاه محل تحصیلش برگشت و کار را ادامه داد اما این‌بار درمقام پیمانکاری که سعی می‌کرد عادل باشد و رفتاری را که با او انجام شد، با مصدومانش تکرار نشود. او تا دوسال بعد پیمانکاری را با سختی‌ها و جزییات مختص به‌خود انجام و دراین مدت تصادف ساختگی ٨نفر را به قول خودش مدیریت کرد؛ اما از نظر این فرد باتجربه، دلیل کسانی که این کار را انجام می‌دهند، چیست و خودش به‌شخصه چه دلایلی برای این کار داشت؟

– یادم است دانشجو بودم و به یک خانمی علاقه‌مند شدم که با هم رابطه برقرار کردیم و بحث ازدواج مطرح شد. به ‌دلیل این‌که پدرم نمی‌توانست کمک مالی کند، احساس کردم پیش این خانم دارم کم‌ می‌آورم، احساس کردم این خانم که من الان به او قول ازدواج دادم، علاوه بر نیاز عاطفی، حمایت مالی هم می‌خواهد. علاوه ‌براین، پدرم هم تمام عمر کارگری کرده و دیسک کمر هم داشت و من می‌خواستم یک دستگاه بلوک‌زنی برایش بخرم، اما یکی از رفیقانم داخل این کار بود و پول به دست می‌آورد؛ این‌که او چطور وارد این داستان شد، خودش قصه مفصلی دارد. اول خیلی با این کار مشکل داشتم، چون ترس و عذاب‌وجدان زیادی داشت. من رفیقی داشتم که شرایط مالی خوبی نداشت ولی چندان تحت‌فشار نبود. او از این کار لذت می‌برد، لذت‌بردن از این‌که تو داری یک کار غیرقانونی انجام می‌دهی و هرجایی هم که می‌نشست، با افتخار این کار را تعریف می‌کرد و می‌گفت، من درگیر یک خلاف بزرگ شدم اما برای من و خیلی‌های دیگر همان نیاز مالی مطرح بود.

 غیر از این دلایل، به‌ نظرت تشدید اختلاف طبقاتی هم در راه‌افتادن این جریان تأثیرگذار بوده، این‌که فرد با نیت اعتراض به اختلاف طبقاتی موجود دست به چنین کاری بزند؟

آدم‌های درگیر این کار، خوشبختانه یا متأسفانه آدم‌های اهل اندیشه نیستند که مثلا بگویند من این کار را می‌کنم تا مبارزه‌ای انجام بدهم و این‌که چرا این افراد درگیر فکر نمی‌شوند، نمی‌دانم. این افراد فقط به دلیل نیاز مالی و احساس قدرت‌کردن و دلایل اینچنینی دست به این کار می‌زنند.

 پیمانکار به‌طورکلی چه کاری انجام می‌دهد؟

– به ‌قولی دلال است؛ هزینه کار را پرداخت می‌کند و مسائل اداری را دنبال می‌کند و درنهایت ۶٠ تا ٧٠‌درصد پول را برمی‌دارد. یک‌هفته، دوهفته درگیر است و سود بیشتری نسبت به مصدوم می‌کند. به صورت قطع ۶٠درصد پول دریافتی به پیمانکار می‌رسد و من حتی کسانی را می‌شناسم که ٧٠ تا ٧۵‌درصد پول را برمی‌دارند. پس پیمانکار با دلالی به سود زیادی می‌رسد و با یک هفته کار به ٣٠‌میلیون یا بیشتر می‌رسد، بدون این‌که آسیبی به خود برساند.

پیمانکار معمولا خودش قبلا مصدوم بوده، یعنی به‌عنوان مصدوم اقدام به صحنه‌سازی کرده؟

– ٩۵‌درصد پیمانکارانی که من می‌شناسم، قبلا این کار را انجام دادند. دونوع حساب کتاب و پیمانکاری داریم: یکی این‌که پیمانکار از اول شرط می‌گذارد که پول را که از بیمه گرفتیم، ۶٠درصد به من می‌رسد و عده دیگری هم هستند که از قبل تعیین می‌کنند که مثلا ما به ‌ازای شکستن هر دست یا پا به تو ٣میلیون یا به ازای هر زخم درصورت یا بدن فلان مقدار پول می‌دهیم و خودش برای همین دست ١٢‌میلیون از بیمه می‌گیرد. درنوع دوم اینطور نیست که پیمانکار پول را قبل از کار بدهد و اگر کار انجام شود و او به پول برسد، حق مصدوم را متناسب با قرارداد پرداخت می‌کند. مصدوم هیچ‌وقت بیشتر از ۵٠‌درصد دریافت نمی‌کند ولی یکی مثل من که قبلا سختی‌های زیادی را تحمل کردم، هزینه‌ها را خودم انجام می‌دادم و ۵٠درصد یا بیشتر را به مصدوم می‌دادم.

چه می‌شود که افراد؛ مصدوم یا پیمانکار به این راه برای پول درآوردن روی می‌آوردند؟

– تمام کسانی که من می‌شناسم، نان‌آور یک خانواده هستند؛ طرف پدرش را از دست داده یا این‌که دیگر نمی‌تواند کار کند و سرپرست چندین نفر درخانواده است و مجبور می‌شود به سمت این کار بیاید که پولی را به دست آورد که با آن کار دیگری را شروع کند. خیلی‌ها برای این‌که شروع به کشاورزی کنند، مجبور شدند که به سمت این کار بیایند. درشهر ما این‌قدر پول کم است و این‌قدر پول‌ درآوردن سخت است و ازطرفی کارهایی که درشهر بزرگ وجود دارد، آن‌جا وجود ندارد، بنابراین طرف مجبور می‌شود که به خلاف روی بیاورد و یکی از معدودخلاف‌هایی که هنوز می‌توان از آن پول درآورد، همین صحنه‌سازی است. جالب است که حتی وقتی فرد واقعا تصادف می‌کند و استخوان‌هایش داخل تصادف می‌شکند، قاضی می‌گوید که تو صحنه‌سازی کردی.

مراحل اداری چگونه است و چطور باید مقابل مأمور آگاهی، قاضی و دفتر بیمه نقش بازی کند ولی با همه این تجربه‌ها، از کارش کنار کشیده است، چرا؟

– الان دیگر استخوان نازک‌نی جواب نمی‌دهد و قاضی می‌فهمد. باید گردن یا استخوان‌های اصلی را بشکنی که کار بسیار سختی است. من الان نگران افرادی هستم که وارد این کار می‌شوند،  ازطرفی امکان دستگیری و جریمه‌های سنگین هم وجود دارد؛ خشونت، درد و رنجی در وجود تو نهادینه می‌شود که تا همیشه آزارت می‌دهد. خیلی‌ها پیشنهاد دادند ولی انگار چیزی در وجود من می‌گوید که دیگر نباید تکرار شود. ترس هم وجود دارد. همین تابستان گذشته در شهر ما چهار زن را دستگیر کردند؛ اینها با همدستی شوهرشان نطفه می‌کاشتند و پس از چهارماه با ضربه پای شوهر نطفه چهار- ۵ماهه را می‌کشتند و یک تصادف ساختگی هم ایجاد می‌کردند تا دیه یک انسان کامل بگیرند که همه‌‌شان دستگیر شدند؛ شاید باورت نشود ولی عامل این همه بی‌رحمی و مصیبت علیه خود و دوستانت فقر و بیچارگی است، حالا که به تازگی تصمیم گرفته‌ام از این کار دست بکشم، از استرس و فشار این روزهای بیکاری دارم دیوانه می‌شوم.

 

منبع: روزنامه شهروند

گزارش نیکوکاری

sarbarg

روزشنبه ۴ دی ماه ۱۳۹۵ خیری گرانقدر و مهربان مقدار ۳۱ کیلوگرم گوشت گوسفند + ۲ کیلوگرم جگر و کله پاچه مربوطه را جهت تحویل به مددجویان نیازمند، تحویل مؤسسه خیریه احسانکاران دادند.

خداوند به ایشان و همه ی نیکوکارانی که بیدریغ و مهربانانه به یاد همنوعان خود هستند، جزا و پاداش بیشمار عطا فرماید.